سلطان محمد مطربي سمرقندي

452

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 170 » ] لعبتى سرخسى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] لعبتى سرخسى ، لعبت‌بازى مىكرده ، چون مردم « لعنتى » مىخوانده‌اند ، بدان جهت « عراقى » تخلّص مىكرده ، اين بيت گويا از وى بوده است : بيت : ما لعبتگانيم و فلك لعبت‌باز * از راه حقيقتى نه از راه مجاز « 1 »

--> ( 170 ) . احتمالا همان : خواجه ايوب بن خواجه ابو البركات است كه گاهى « ايوب » و گاهى « عراقى » نيز تخلّص مىكرده است و به گفتهء سعيد نفيسى ، از بزرگ‌زادگان ماوراء النهر است و خود و پدرش ، به بىقيدى معروف بوده‌اند و مدتى در كابل مىزيسته و سپس به هندوستان نزد همايون شاه رفته و بسيار مورد توجه وى قرار گرفته ، تا آنجا كه همايون شاه ، براى اينكه هميشه در كنارش باشد ، يكى از زنان حرم خود را به عقد او درآورده ، اما وى دست از بىقيدى برنداشته و مورد خشم همايون قرار گرفته ، ازاين‌رو اجازه رفتن حج گرفته و ديگر نتوانسته است به دربار همايون بازگردد و مدتى در احمدآباد و چندى هم در دكن ، نزد نظامشاه بوده است . وى شاعرى توانا و غزل‌سرا بوده : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 412 . ( 1 ) . اين بيت از خيام است .